{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
combustion
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
سوختن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی هوافضا ]
احتراق
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
احتراق
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
احتراق
معنی combustion, معنی رخودعسفهخئ, معنی combustion, معنی اصطلاح combustion, معادل combustion, combustion چی میشه؟, combustion یعنی چی؟, combustion synonym, combustion definition,
معنی of brazen claws
,
ترجمه of brazen claws
به فارسی,
معنی shot
,
ترجمه shot
به فارسی,
معنی (detarutasnu) ترکیب اشباع نشده، سیرنشده، اشباع , نشده
,
ترجمه (detarutasnu) ترکیب اشباع نشده، سیرنشده، اشباع , نشده
به انگلیسی,
معنی operator
,
ترجمه operator
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی